loading...

🐾 سربازی کفشدوزکی 🐞

بازدید : 318
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 17:37

مرینت
موقعی که تمرین تموم شد لوکا من رو رساند خونه
رسیدم دیدم الیا اومده با خوش حالی پریدم بغلش گفتم سلام الی جونم
الیا: سلام مری چه خبر کجا بودی
گفتم من کلی کار دارم
الیا منم ولی خواستم قبل از رفتن و مصاحبه با استار ویلی. میدونی خیلی هیجان دارم .
گفتم استار ویلی کیه ؟
الیا 😲😕 : نمیدونی کیه
عکس اون رو نشون داد همون دختره بود که خواننده گروه بود
الیا :من برم بای
گفتم: باشه بای
رفتم توی اینترنت سرچ کردم اسمشو
یعنی من با برترین ستاره مد و خوانندگی کار می‌کنم . این جا نوشته که خیلی مهربون است
ولی به نظر من اصلا مهربون نبود

ادرین
رسدم خونه سریرفتم توی اتاقم تا کسی نفهم دلم درد می‌کنه
دیدم کبود شده
اخه این دختره مگه کیه که این جوری میکنه

انا
لباس گرم کنم رو پوشیدم و رفتم مثل همیشه پیاده روی ولی اینجا مثل همیشه نمیشه برم اخه همیشه 11km می‌رفتم ولی امروز 4km میرم
ساعت تقریبا 9 شب بود دیدم صدای کمک می‌امد من دویدم سمتش وقت تبدیل نداشتم دیدم 3 یا 4 تا پسر دور یک دختر هستن
گفتم دختر تنها گیر اوردید
گفتن به به حالا بیشتر بهمون خوش میگذره
گفتم حالا ببینیم
................... (کلی کت کاری که من همشون رو زدم✌)
همشون در رفتن
رو به دختره کردم بهش گفتم بیشتر باید مراقب باشی ولی بدون هیچ حرفی رفت
وقتی مطمعا شدم کسی نیست تبدیل شدم
لیتا فرانک لونا میناک وقت تاج گذاری ملکه ست
و رفتم سمت ایفل و بالا ایفل نشستم و شعر مورد علاقم رو زمزمه کردم
{ یکروزی دوباره من ازاد میشم
دوباره رها میشم
یکرو منم قلبم رو به نگهابنش میسپرم}
دیدم صدای دست میاد
حالت دفاعی گرفتم دیدم کت نواره
اخه قبل از اینکه بیام کامل درباره پاریس تحقیق کرده بود
گفتم تو اینجا چیکار می‌کنی
گفت تو کی هستی
نمیدونستم چی بگم که یک هو گفتم کویین هستم
کت: من باید برم کویین بعدا دوباره میبینمت
گفتم باشه
رفتم خونه خیلی خسته بودم دوش گرفتم بعد رفتم خوابیدم


بخشید کوتاه بود ولی پارت بعد رو زود تر میزارم

یک زندگی آرام و ساده،
برچسب ها
بازدید : 512
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 17:37

گایز داشتم قسمت د کالکتر (The collectr) میراکلسو میدیدم که یهو پاز کاردم و به این صحنه بر خوردم:🤣

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

وای خدا خفه شدم از خنده!

اینقد خندیدم که داشتم کفه زمین ریسه میرفتم و اشک میریختم!

حتما کامنت بدین بای!

بعید میدونم بعد از دیدن این عکس زنده بمونین چه برسه به غیره شاد بودن ولی بازم طبق رواله همیشگی شاد باشید!

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

یک زندگی آرام و ساده،
بازدید : 773
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 17:37

بازدید : 491
جمعه 29 آبان 1399 زمان : 5:37

بچه‌ها من واقعا خشکم زده 😨

الان یکی از دوستام یه عکس از اینستای جرمی‌دیدم برم فرستاده نیگا کنید 😨

عرررررررررر عررررررررررر عرررررر ررررر فقط عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

میاز به ترجمه نیس که دیگه ایشالله ؟ 😑

خب برای بهضی کسانی که یذره هم انگلیسی بلد نیستن ( که خیلیاتون بلدین ) ترجمه 🤦🏼‍♀️ : چی ؟؟؟؟!!! کی !!! چطور !!!!؟؟؟

پاریس یه طوریههههههههه زیادی یه طوریههههههههه 😱 انگار شهابسنگ خورده بهش 😨

نظرتون راجعبه این پست جرمی‌چیه ؟ تو نظرات بگید 😜

چند تا عکس از یوسانو ساما
بازدید : 474
جمعه 29 آبان 1399 زمان : 5:37

آقا من یه تعوری دارم. تعیوریم چیه؟ الان میگم!

تعوریم اینه اون یارو‌هات داگ دمن یه میرکیولس وره. آخه ببینید:

همه‌ی این عدا اطفارایی که در میاره مشکوک نمیزنه؟؟؟؟؟؟؟

به نظر من که آره. حالا ببینید! این خط این نشون تو فصل 4 آقا میرکیولس ور از آب در میاد قول میدم!

خب دیگه تعوریم این بود فلن بای شاد باشید و کامنتم یادتون نره که میام سرتونو بیخ تا بیخ میزنم تو اتاقم آویزون میکنم درسه عبرت برای آیندگان!

فرامرز: 🥿🥿 بیا اینم دمپاییات

من: -_-

یا هفتاد هزار جد و اباد میراکلس 😱
بازدید : 491
جمعه 29 آبان 1399 زمان : 5:37

( پی نوشت : هیچوقت نباید تسلیم بشی هرچقدر که شرایط سخت باشه...💔

دلیل نمیشه تنها پدر مادرو... خانوادت باشن هرکسی که از صمیم قلب دوسش داری و برات مهمه میتونه جزوی از خانوادت باشه 💖 )


این منم .

نه اون هیولای گندهبک اون بالا .

منظورم اون پایینه همون بچه کوچولویی که با چماق خرد شدش ، به پشت ، روی زمین افتاده . همان نوچوان خوشقیافعچه‌‌‌ای که چیزی نمانده خورده شود . اون بچه منم !

چهل و دو روز پیش ، من ادرین اگراست معمولی بودم ، پونزده ساله ، با یک زندگی بی حادثه در شهر خسته کننده ویکفیلد ( شهری توی انگلستان ) .

من ملا نه قهرمان بودم، نه پسری خشن ، و قصد جنگیدن با هیولا‌های گنده را داشتم !

اما حالا نگاهم کنید . روی پشتبوم فروشگاه محلی ، مشغول جنگیدن با یک حیوان غولپیکرم !

زندگی همینقدر احمقانه است !!!

این روز‌ها تمام دنیا همینقدر احمقانه است .

پنجره‌های خورد شده را ببینید ، به شاخه‌های درخت انگور وحشی کنار ساختمان نگاه کنید که چطور قد کشیده اند !

هیچکدام اینها عادی نیستتتتتتتتت .

( عادی نیست ، عادی نیست ، عادی نیستتتتتتت ! )

حالا من چطور ؟ خب من هیچوقت عادی نبودم . یعنی همیشه متفاوت بودم . ببینید ، من یتیم هستم . قبل از ماه دسامبر و پیش از اینکه توی شهر کوچک ویکفیلد سردر بیاورم ، عین یک توپ ، توی خانه‌ها و بین خانواده‌های مختلف و توی کل کشور ، بالا و پایین شدم .

ولی همهی این جابهجا شدن‌ها ، از تو یک ادم سرسخت ، خونسرد و با اعتماد به نفس میسازد .

کاری میکند با دیگران ارتباط خوبی داشته باشی و در نهایت یک ادرین اگراست بشوی .

اوه لعنتی !

مشت هیولا وارد میشوددددددد !!! ( 😂 حالا چطوری وارد میشود ؟ / ادرین : خفههههه / اوهوی من میتونم از روی کتاب پیش نرم همین الان بدم هیولاهع بخورتتا 😑 / ادرین : باشه بابا باشه قلط کردم برو ادامه حالا 😓 / ایشششش باشه 😤 )

گرومپپپپپپپ ( نزدیک بود‌ها ! )

اوه !

نزدیک بود مشت هیولا جمجمه ام را خورد کند !

من توی فروشگاه محلی ام ، چون یک جعبهی تعمیر عینک نیاز دارم ، از همان ابزار‌هایی که بابا‌ها میخرند برای وقت‌هایی که عینکشان میشکند . میدانم ، خیلی لوس است که ادم چنین چیزی نیاز داشته باشد ، ولی من بی سیمی‌دارم که خراب شده و برای تعمیرش یک پیچ گوشتی خیلی خیلی کوچک لازم دارم و تنها جایی که میشود یک پیچ گوشتی خیلی خیلی کوچک کیر اورد ، توی جعبه‌ی تعمیر عینک است .

خیال میکردم کی شود سریع و راحت به فروشگاه محلی بروم ، ولی بعد از دیدن این هیولای عجیب و غریب یک چیز درباره‌ی زندگی یاد گرفته ام ، اینکه هیچی سریع و راحت نیستتتت !

هیولایی که اینجاست ، زشت ترین ، وحشی ترین و بدترین موجودی است که تا حالا با‌‌ان‌روبه رو شده ام . راست میگویم .

گووووپس !

وای ! مشت هیولا انقدر به بام ساختمان کوبیده میشود که مثل یک تکه یخ نازک ، ترک برمیدارد . من سر میخورم ، پرت میشود عقب و محکم روی کمر استخانی ام فرود میایم . فکر کنم وقتش شده که دیگر کیسه مشتزنی این هیولا نباشم . میدانید ، من چند وقتی کیسه‌ی مشت زنی تمام دنیا بوده ام و راستش ، اصلا به ادم خوش نمی‌گذرد .

پس من هم با او میجنگم .

روی پاهایم می‌ایستم .

گرد و خاک لباسم را میتکانم .

چوب بیسبال را توی دستم میگیرم ، نه خیلی سفت نه خیلی شل . درست همانطور که توی لیگ کوچک یادمان میدهند .

فقط اینبار قرار نیست به توپ کوچک بی ارزش یک بچه ضربه بزنم...

میخواهم یک هی،لا را از بین ببرم !

( جنگ تن به تن مرگبار ! ) چه کسی پیروز میشود ؟


خب چطور بود خوب بود ؟

اگر خوب وبد و پارت بعدو میخوای یه نظر بده به قران دسست نمیشکنه من خودم امتحان کردم 😐

به قران انگشتت از جاش درنمیاد امتحان کردم میگم 🤦🏼‍♀️

یه نظر بدبدی دیه خدایییی دلتون میاد 🥺😭

خیله خب فعلا بای 👋🏻

تعوری آی تعوری بیا این وره بازار
بازدید : 1284
چهارشنبه 27 آبان 1399 زمان : 18:36

سیلام سیلام!باز هم صنم سوتی فایندره سربازی اینجاست!


به این عکس دقت کنین....ینی درواقع به صورت مرینت و پای ادرین توجه کنید!

فقط من اینطور فک میکنم یا واقعا قیافه‌ی مرینت به طرز اسکلانه‌‌‌ای ترسناکه؟؟؟؟

بعد به نظرتون پای ادرین یه جوری نیست؟


اینم دوتا عکس ابلهانه!


اقا به نظر شماهم قیافه‌ی مرینت شبیه اون مزاحم تلفنیه شده؟؟؟؟

فرامرز: یوهاهاها من:جو نده برادر


خب دیگه نظراتتو بهم بگو و کامنت یادت نره. شاد باشید وگرنه......حتی شوخیشم قشنگ نیس!

۵چیزی که باید معامله گران بیت کوین باید دنبال کنند
بازدید : 296
چهارشنبه 27 آبان 1399 زمان : 18:36

۰ - ادرین

۱ - مرینت

۲ - الیا

۳ - نینو

۴ - لوکا

۵ - کاگامی

۶ - لایلا

۷ - ناتالی

۸ - خانم بوستیه

۹ - فیلیکس

😜 - بهت گفت خیلی خنگی

😂 - بهت معجزه گر داد

😐 - بهت گفت خیلی زشتی

😘 - بهت گفت عاشقتم

😊 - بهت گفت میای باهم دوست بشیم ؟

💋 - جلو همه بوسیدت

🙄 - هویتشو بهت گفت

😡 - بهت گفت من ازت متنفرم

😪 - بهت گفت من خوابم میاد

😭 - بهش دلداری دادی

بعدم..

۱ - بوسیدت ( گونه )

۲ - بغلت کرد

۳ - زدتت

۴ - کوبوندت تو درودیوار

۵ - بهت لبخند زد

۶ - بهت اخم کرد

۷ - مسخرت کرد

۸ - هلت داد

۹ - کشتت 😐


برا من شد مرینت بهم معجزه گر داد بعدم بهم لبخند زد

خب زود باشید توی نظرات بگید چی شدددددددددد زود زود زود زوددددددددد بدوین بگینننننننننننن ♥️

فعلا بای بای شبتون عالی با شم شوکولاتی

سوتی سوتی اوردم دخترتونو بردم!
بازدید : 502
چهارشنبه 27 آبان 1399 زمان : 18:36

وقتی مرینت میره تو سوییتشون کاگامی‌هنوز پشت خط بوده و اون دوتا عین آدمیزاد باهم حرف میزنن...

مرینت:(وای کاگامی‌مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییی امروز بهترین روز زندگیم بود با آدرین رفتم سکیپ روم و کلی خوش گذروندم واقعا همه‌ی اینارو مدیونه توام!) کاگامی:(وای خواهش میکنم کاری نکردم!) مرینت:(باید از نزدیک ببینمت فیس تو فیس با هم صحبت کنیم کی وقت داری؟) (فرامرز: دل و قلوه دادنتون تموم شد؟) (من: فرامرز شات آپ.) کاگامی:(امروز دستم خالیه 6:30 میتونی بیای؟) مرینت:(آره....پس قرارمون شد 6:30.) کاگامی:(آره.)

ساعت 6:30 مرینت میره جنگل آمازون تا به قرارش با کاگامی‌برسه ولی میبینه کاگامی‌نیس یه ذره میره جلو تر میبینه کاگامی‌داره با یه پیرمرد ریشویی غذا میخوره یه جوری وایمیسته کا تو زاویه دیده کاگامی‌باشه و کاگامی‌بیاد ولی ظاهرا کاگامی‌مرینتو نمیدیده پس داد میزنه:(کاگامی‌سلام!) کاگامی‌زیر لب میگه:(وای خاک و چوک قرارم با مرینتو یادم رفته بود!(😨😱)) بعد عمو اسی برمیگرده پشت سرشو نگاه میکنه و به کاگامی‌میگه:(مرینت مرینت که میگفتی پس این بود؟) کاگامی:(آره.) مرینت یه کم میاد نزدیکتر و میگه:(سلام کاگامی‌و سلام...آممم...آاا آقا؟...) عمو اسی:(اسمه من استن رایدینجره عمو اسی صدام کن!) مرینت با خنده میگه :(خوشبختم!) بعد کاگامی‌و مرینت یکم میرن دورتر و گپ میزنن تا اینکه یهو مرینت میگه:(واقعا ممنونم کاگامی! اگه تو نبودی من میری... به همه چی! وقتایی که تو هچل میوفتادمو یهو سوتی میدادم خیلی مخت خوب کار میکرد!) کاگامی:(مرسی! خب بلاخره بعد از 86 سال تجربه یه چیزایی دستم اومده دیگه!) (فرامرز: کاگامی‌گن زدی چه گندی!) مرینت:(چن سال تجربه؟؟؟؟؟) کاگامی:(86 سال.) (فرامرز: پورفوسور جای درست کردنه گندت خودت نخ میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) مرینت:(فک کنم گوشام آلبالو گیلاس میچینه...(فرامرز: این موضوع برای چشم صدق میکنه خواهرم. من: خفه شو لطفا....هی جای حساسه فیلم میاد سخن رانی میکنه!)

گفتی چی سال تجربه ؟؟؟؟؟؟؟ لطفا این دفعه شمرده تر بگو.) کاگامی:(ع ر ض ک ر د م 86 س ا ل ت ج ر ب ه (عرض کردم 86 سال تجربه).) مرینت فکش میوفته تو روده آمازون! بعد یهو کاگامی‌روشو از فکه کنده شده‌ی مرینت میچرخونه و پشت سره مرینت میبینه عمو اسی داره بدجور بال بال میزنه! بعدش عمو اسی با پانتومیم به کاگامی‌میفهمونه که دلبندم ری.... به همه چی و 3 بار گفتی من 86 سالمه! کاگامی‌که عقلش میاد سرجاش با یه قیافه‌ی (😨😱) سعی میکنه گندی که زدرو درست کنه و میگه :(نه نه نه نه! اشتباه گفتم! من 16 سالمه آره!) مرینت:(ینی 3 بار اشتباه گفتی؟) کاگامی:(آره!) مرینت:(به عنوان یه آدمه 86 ساله خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوب موندی! اصن بهت نمیخوره.) کاگامی‌میره فکه مرینتو از آب میگیره و میزاره سرجاشو میگه:(بابا من 86 سالمه نه 16! چیز! نه نه نه! ینی منظورم ایم بود که 16 سالمه نه 86!) مرینت:(اصن بهت نمیخوره 86 سالت باشه دیگه نهایت خیلی بخوام پیر فرضت کنم 22 سال!) کاگامی:(نبایدم بهم 86 سال بخوره منکه 86 سالم نیست 16 سالمه!) مرینت:(بابا خیلی خوب موندی من هیچ رقمه تو کتم نمیره تو 86 سالته!) کاگامی:(نبایدم تو کتت بره مگه من 86 سالمه!) مرینت:(میگم ناقلا از کرمه خواصی استفتده میکنی اینقد خوب موندی؟!) (فرامرز: آره از کرم آبدوخیاره پرژک استفاده میکنه! من: فرامرز کرم نریز.) کاگامی:(بابا به پیییییییییییییییییییییییییر به پیغمبر من 16 سالمه!) مرینت:(ینی من هنوز تو کفه صورته صافتم!) کاگامی:(باشه بابا کله داستانو برات میگم فقط قول بده باور کنی....اوکی؟) مرینت:(چه داستانی؟) کاگامی:(اول قول بده که باور میکنی.) مرینت:(باشه قول.) کاگامی‌شورو میکنه به حرف زدن و همزمانم حواسش به مرینت بود چون هی فکش کنده میشد هی دوباره میزاشتش سره جاش آخر سر عصبانی شد چشب نواری زد!

مرینت با لکنت زبون و یه جحالتی که نفسش بالا نمیومد با فلاکت گف:(ییییییییننننننننننی تتتتو الللللان یییییییه ووووومپپپپایییررررری؟) کاگامی:( میدونم احمقانست ، میدونم با عقل جور در نمیاد ، میدونم غیر قابله باوره ولی آره.) مرینت یک آن تبدیل به گچ دیوار شد! عمو اسی از اونو بدو بدو اومد و گف:(کاگامی‌این دیگه چه غلطی بود تو کردی؟) کاگامی:(اون دختر خوبیه باور میکنه.) عمو اسی با چشم غره‌‌‌ای روشو برگردوند طرفه مرینته بیهوشو گچ دیوار و گف:(نگران نباش مرینت خاتون من نمیزارم تو بمیری!) (فرامرز: خاتون دیالوگه من بود! من همیشه میگم سمنو خاتون یا صنم خاتون!) عمو اسی:(الان بهت تنقس مصنوعی میدم!)

https://uupload.ir/view/6uvl_lorax,_the_2012-3d-sbs-english-doubleh(glory)-animation_trim.mp4/

برو فیلمو ببین

هنوز ندیدی کهههههههههههههههههه

بابا لامصبایی که ندیدن برن ببینن!

هموز بهت شک دارم ولی جهنم برین ادامه!

و بعد مرینت به زندگی برمیگرده و .......


کامنت بدیااااااااااااااااااااااااااااااااا!

فلن بای

سوتی سوتی اوردم دخترتونو بردم!
برچسب ها
بازدید : 397
سه شنبه 26 آبان 1399 زمان : 4:37

کدوم شیپو بیشتر دوس داری؟

لیدینوار


لیدرین


ادرینت


آدریگامی


مریکت


لوکانت


توجه داشته باشین که باید با ذکر دلیل بگین کدومو بیشتر دوس دارین.

من خودم مریکتو بیشتر دوس دارم چون خیلی بیشتر از همشون باهم راحتنو کلا خیلی به نظرم شیپه کیوتیه.

کامنت یادت نره که میام شرهه شرهت میکنم.

آمادگی پلیس راهور شهرستان سنقروکلیایی در اجرای طرح ترخیص موتورسیکلت های رسوبی

تعداد صفحات : 2

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب : <-BlogPostsCount->
  • کل نظرات : <-BlogCommentsCount->
  • افراد آنلاین : <-OnlineVisitors->
  • تعداد اعضا : <-BlogUsersCount->
  • بازدید امروز : <-TodayVisits->
  • بازدید کننده امروز : <-TodayVisitors->
  • باردید دیروز : <-YesterdayVisits->
  • بازدید کننده دیروز : <-YesterdayVisitors->
  • گوگل امروز : <-TodayGoogleEntrance->
  • گوگل دیروز : <-YesterdayGoogleEntrance->
  • بازدید هفته : <-WeekVisits->
  • بازدید ماه : <-MonthVisits->
  • بازدید سال : <-YearVisits->
  • بازدید کلی : <-AllVisits->
  • کدهای اختصاصی